اسرار روانشناسی که می توانند استراتژی بازاریابی ورودی خود را تقویت کنند

اگر فقط می توانستید ذهن مخاطب هدف خود را وارد کنید ، درست است؟

شما می توانید یکی از سه خواسته خود را صرفاً برای بینش درمورد آنچه مشتریانتان فکر و احساس می کنند استفاده کنید. با این حال ، تنها چیزی که شما نیاز دارید ، یک هوش روانشناسی بازاریابی درون ورودی است تا به شما در درک آنچه انگیزه مردم را ایجاد می کند و چه چیزی آنها را غیرقابل تحریک غیر منطقی می کند ، کمک کند. نیازی به هدر دادن آرزوهای خوب نیست.

روانشناسی

در زیر ارزش (و معنای) تلاطم ، شناختی مبتنی بر و تعهد و قوام را توضیح خواهم داد و نکاتی در مورد چگونگی استفاده از این اصول روانشناسی برای سوختن به کارکردهای قدرتمند بازاریابی ورودی ارائه خواهم داد.

۱ ٫ تلافی (دادن به تئوری گرفتن)

اگر من به شما چیزی بدهم ، می خواهید (یا احساس می کنید که مکلف هستید) چیزی را به من بدهید. به گفته روانشناس اجتماعی ، روبرت سیالدینی تلاطم یکی از ۶ اصل مهم نفوذ است. به گفته ما ، متقابل در حقیقت پایه ای است که بازاریابی داخلی در آن بنا شده است. اگر برای مشتریان خود ارزش قائل شوید و به آنها به مطالب ، ابزارها و مشاوره رایگان دسترسی داشته باشید ، به عنوان مثال ، آنها به احتمال زیاد در عوض تجارت خود را به شما ارائه می دهند – خواه از طریق رسانه های اجتماعی با برند شما درگیر شوند ، یک محصول یا خدمات بخرید. به وب سایت خود برگردید و یا مارک خود را به یک دوست توصیه کنید. شما چیزی را پس خواهید گرفت.

چگونه می توان از متقابل برای بازاریابی بهتر ورودی استفاده کرد:

ارزش افزوده بازاریابی به محتوا – دانش خود را (هر آنچه را که می دانید) به شما هدیه دهید. چیزی را عقب نکشید و احتمالاً با مخاطب مشتریان وفادار پاداش خواهید گرفت. محتوا ارزش افزوده ای را ایجاد کنید که مشتریان شما دوست داشته باشند و به آنها نیاز داشته باشند – نوعی که مشکلات آنها را حل کند و به آنها در رسیدن به اهدافشان کمک کند. پست های وبلاگ همیشه سبز چگونه مکان خوبی برای شروع شما می باشند زیرا آنها راهی را برای مشاوره ، آموزش و الهام بخشیدن به مخاطبان هدف خود فراهم می کنند.

مشکلات

سایر روشهای ارزش افزوده برای در نظر گرفتن مطالب عبارتند از: whitepapers ، کتابهای الکترونیکی ، ارائه (برای مثال ، اسلایدها که قبلاً در یک رویداد صنعت صحبت کرده اید) ، وبینارها ، اینفوگرافیک ها و حتی ابزارها (به عنوان مثال HubSpot ابزارهای مفید رایگان را به شما ارائه می دهد. به مخاطبان خود بهتر کمک کنید)

ساختمان ارتباط با Influencer – قانون با ایجاد ارتباط با تأثیرگذار این است که همیشه اول از همه استفاده کنید ، بعداً بپرسید. با پیگیری آنها در رسانه های اجتماعی ، به اشتراک گذاشتن مطالب آنها ، اظهار نظر در مورد پست های خود ، بازتوییت نقل قول های آنها و پاسخ دادن به هر گونه سؤالی که ممکن است در توییتر برای شما ارسال شود ، رابطه ای واقعی با چهره های تأثیرگذار در صنعت خود ایجاد کنید. در حین شبکه سازی ، روش هایی را که می توانید به افرادی که با آنها در حال گفتگو هستید کمک کنید – شناسایی کنید – شاید بتوانید نسخه را برای وب سایت آینده خود دوباره تصحیح کنید ، یک طراح را که می شناسید توصیه کنید یا یک پست وبلاگ را ارائه دهید. در عوض انتظار چیزی ندارید. در عوض ، فقط به این اعتماد کنید که مردم دوست دارند به افرادی که به آنها کمک کرده اند کمک کنند. به احتمال زیاد در آینده در بعضی از موارد پاداش خواهید گرفت.

از سهام بخواهید / اعلان کسب و کار را بخواهید – اگر قاعده برگشت متقابل صادق است ، درست است که هر چند وقت یک بار درخواست چیزی کنید. شما فقط باید زمان مناسب را مشخص کنید (معمولاً بعد از اینکه ارزش مخاطب خود را به مخاطب خود بخشیدید). به عنوان مثال ، اگر آینده شما ورق تقلبی را که ایجاد کرده اید بارگیری کرده است ، می توانید در صفحه تشکر / تأیید از شما یک سهم شکوفه بخواهید (به یاد داشته باشید ، آنها احتمالاً این کار را الان که شما به آنها داده اید انجام می دهند. ) همچنین می توانید یک کمپین ایمیل محرک ایجاد کنید که محتوای ارزشمندی را در مراحل خاص چرخه خرید خود ارسال می کند. اشکالی ندارد اگر ایمیل شما در طول راه ارزش افزوده باشد ، ایمیل نهایی در سریال های تبلیغاتی ماشینی یک قدم فروش (نرم) باشد. اکنون که ارزش قابل توجهی از برند شما دریافت کرده اند ، احتمالاً چشم انداز شما خریداری می شود.

۲ C شناخت بنیادی

ما ۹۰٪ از تصمیمات خود را بدون اطلاع آگاهانه اتخاذ می کنیم که طبق تحقیقات اخیر انجام شده توسط تیموتی ویلسون انجام می شود. داگلاس ون پرت در کتاب خود با نام تجاری “ناخودآگاه” این تئوری روانشناختی را بررسی می کند. ون پرت می گوید ، “نفوذ با ایجاد احساسات در عین غلبه بر محدودیت های عقلی متولد می شود.” برای بازاریابان ، این بدان معنی است که با ضربه زدن به احساسات مخاطبان مورد نظر شما قرار می گیرند. ناخودآگاه با نام تجاری خود گرم و درگیر شوید.

شناخت بنیادی این اصل است که افراد می توانند خودشان را در یک داستان بخوانند ، همانطور که می خوانند ، می شنوند یا تماشا می کنند – آنها داستان را تجربه می کنند که گویی برایشان اتفاق افتاده است. تحقیقات مبتنی بر شناخت نشان داده است که افراد به راحتی واقعیت ها و ارقام را فراموش می کنند ، مگر اینکه در داستان ها گنجانده شوند. در اصل ، اگر می خواهید افراد پیام شما را بخاطر بسپارند ، باید احساس کنید که بخشی از آن هستند.

چگونه می توان از شناختی مبتنی بر بنیادی برای تقویت بازاریابی ورودی خود استفاده کرد:

ایجاد داستانهای همدلی – اگر می خواهید افراد به یاد بیاورید آمار ، اطلاعات یا توصیه های شما داستانی را برای آنها بگویند که می توانند با آنها همدلی کنند. به یاد داشته باشید ، مردم راحت تر می توانند با داستانهایی که می توانند تصور کنند بخشی از آن هستند ، همدلی کنند. به همین دلیل مهم است که مخاطبان هدف خود را در قلب داستانهای خود قرار دهید و به آنها اجازه دهید خود را به عنوان قهرمان داستان شما تصور کنند. آنها احساساتی را که می خواهید در سطح عمیق تری به تصویر بکشید ، احساس خواهند کرد. با پرداختن به آدرس و همدلی با مشکلات مخاطب مورد نظر خود ، از ابتدای پست وبلاگ خود (یا هر محتوای دیگری که ایجاد می کنید) یک تصویر آشنا ایجاد کنید. خود را در کفش های خود قرار دهید و آنها به مارک شما ایمان خود را می آورند.

داستان خود را به اشتراک بگذارید – آیا می توانید داستان دعواهای شخصی خود را که مخاطب شما می تواند با آنها ارتباط برقرار کند و با آنها همدلی می کنید به اشتراک بگذارید؟ از داستان یا تجربه شخصی خود بگویید که الهام بخش خوانندگان شما باشد و به آنها اجازه دهید بدانند که شما مخمصه آنها را درک می کنید. به این ترتیب ، نه تنها آنها به احتمال زیاد پست شما را به خاطر خواهند آورد ، بلکه به توانایی شما در حل مشکلاتشان نیز مانند شما که خودتان حل کرده اید ، ایمان خواهند داشت.

مانند یک دوست صحبت کنید – اگر با بهترین دوست خود صحبت می کنید با مخاطبان خود صحبت کنید. این نه تنها به معنای به کار بردن لحن دوستانه و توصیهای است – بلکه به معنای آینه سازی زبان مخاطب هدف شما ، انتخاب کلماتی است که آنها انتخاب می کنند و همان سرعت فکر را حفظ می کنند.

۳ ٫ تعهد و انسجام

نظریه تعهد و سازگاری به این معنی است که اگر شما ابتدا به کسی تعهد کمی بپردازید ، و در روزهای بعدی ، همان شخص از شما تعهد بیشتری می خواهد ، احتمالاً می خواهید بله بگویید. به این دلیل است که هنگامی که به کسی یا چیزی متعهد شوید ، آن تعهد به بخشی از خود شما تبدیل می شود (تصویر خود). اگر به نفع خود بگویید کسی از شما خواسته کرده است که قبلاً بله به یک مورد مشابه کوچکتر از آنها گفته اید ، ممکن است به نظر شما در مقابل کلمه شما (یا علیه تصویر خود) باشد.

معنی این برای بازاریابی این است که هرچه بیشتر بتوانید مشتری های خود را برای سرمایه گذاری در نام تجاری خود جذب کنید ، احتمال بیشتری برای سرمایه گذاری مداوم آن وجود دارد. به عنوان مثال ، اگر می توانید چشم اندازهایی برای ایجاد تعهد کوچک مانند شرکت در یک طرح پاداش بدست آورید ، احتمالاً آنها در یک تاریخ بعدی متعهد به خرید هستند. پس از همه آنها قبلاً “یک پا را در درب” داشته اند. “

سرمایه گذاری

چگونه می توان از تعهد و انسجام برای تقویت بازاریابی ورودی خود استفاده کرد:

اول تعهدات کوچک – به جای اینکه مستقیم با فروش سخت پیش بروید ، ابتدا چشم انداز تعهد کوچک خود را بخواهید. مسیری از تعهدات کوچک را که چشم انداز شما می تواند در پیش بگیرد برای کمک به آنها در حرکت در قیف فروش استفاده کنید. به عنوان مثال ، هنگامی که دفترچه شما برای اولین بار به وب سایت شما مراجعه می کند ، می توانید اطلاعات تماس آنها را بخواهید. سپس می توانید برای آنها ایمیل ارسال کنید و از آنها بخواهید که در خبرنامه خود مشترک شوید.

سایر تعهدات کوچک شامل درخواست چشم انداز برای به اشتراک گذاشتن مطالب شما در رسانه های اجتماعی ، درخواست اطلاعات تماس با آنها در ازای دریافت کتاب الکترونیکی یا گزارش صنعت یا الزام آنها به ثبت نام در یک وبینار از قبل و غیره است. به احتمال زیاد آنها می توانند به عنوان مثال در قالب خرید یا عضویت ، نسبت به برند شما تعهد بیشتری داشته باشند.

مهم: فراموش نکنید که ارزش خود را در هر مرحله از مسیر تعهد خود ارائه دهید (همانطور که در نکات مربوط به بازگشت در بالا ذکر شده است).