قابلیت­های ارتباطی بعنوان یک موضوع پدیدار و روشن در زمینه­های مدیریت استراتژیکی

 2-2-1-2) قابلیت­های ارتباطی بعنوان یک موضوع پدیدار و روشن در زمینه ­های مدیریت استراتژیکی بازاریابی صنعتی خرید و تجارت بین ­المللی

شواهد وسیعی وجود دارد که شرکت­­ها در ارتباط با دیگر شرکت­ها قادر به تهیه و تدارک منابع و حمایت از تولیدات، پیشرفت تکنولوژی فعالیت­های  بازاریابی می­باشند(ناریولا و هاگیدورن[1]، 1999؛ اینکپین[2]،2001). با این حال پیشرفت استراتژی ارتباطی کمی پیچیده هستند. شرکت­ها ساختارهای شبکه­ای گوناگونی را با شرکای مختلف دارند(کاپالدو[3]، 2007). نمایش یکسری از رابطه­ها براساس معاملات ساده بازار گاهی ارتباطات را قوی می­ کند از سوی دیگر، رابطه­های مشارکتی ممکن است بعنوان اتحادها «پیوستگی­های استراتژیکی» رقابت­های سودمندی را ایجاد کنند(دیر و سینگل، 1998)

ارتباط درون سازمانی، اغلب نگرش­های مشارکتی و رقابتی را با هم نشان می­دهد(براندیربیورگیر و نالیبیوف[4]، 1996). با این حال شرکا در بین شرکت همیشه دریک خط انتظاراتی نیستند. مطالعات تجربی مختلف مشارکت­هایی را در بحران­های موجود مشخص می­ کنند(داس و تینگ[5]، 2000؛ پارک و یونگسون[6]، 2001). بنابراین مدیریت روابط خارجی سازمان یک موضوع استراتژیکی برای شرکت­هاست یک موضوع مشخص برای محققین آکادمیک. تحقیقات و مطالعات بر روی راهکارهای استراتژیکی مهم تلقی شده و همین طور موقعیت و عملکرد پیوستگی­ها تاکید زیادی روی متغیرهایی چون اعتماد، تعهد، مکانیسم­های  نظارتی(حکومتی) و تکمیل منابع دارد(موهر و اسپیکمن[7]، 1994؛ اینک پین[8]، 2001؛ ایریلاند، هیت و وایدیاناث[9]، 2002). که درعین حال نقش شبکه ­های اجتماعی در تکامل شرکت­ها نیز مهم تلقی شده است(هیوت، استافورد، والکیر و رینگین[10]، 2000). بسیاری از مسئولین مفهوم یکسانی را برای تلاش مشارکتی در نظر گرفتند که این موضوع هم بیشتر به میزان و درجه اعتماد، ارتباط و هماهنگی رابطه­ها در میان واحدهای سازمانی مختلف بستگی دارد(سیواداس و دویر، 2000). شرکت­های دیگر نیز نگرش­های بیرونی درباره ساختار شرکت­ها مطرح می­ کنند که اجرای فعالیت­های مشترک را با شرکای خارجی تاکید می­ کنند(لورین زونی و لیپارینی، 1999؛ کاپالدو، 2007؛ کالی و سینگ[11]، 2007) و باز هم قابلیت­های ارتباطی و توانایی ایجاد اتحاد و هماهنگی و صلاحیت­های یکسان را مطرح می­ کنند.

 

قابلت­های ارتباطی سه ویژگی اصلی را دنبال می­ کند:

1) تاکید شدیدی روی تجربه و فرآیند یادگیری دارد که در عین حال سازمان قادر به پیشرفت دانش و آگاهی خود درباره چگونگی مدیریت محیط می­باشد(کالی و سینگ، 2007).

2) فرآیندهای مرتبط با دانش گاهی ممکن است منجر به برقراری مکانیسم های سازمانی ویژه درجهت مدیریت روابط خارجی شود(کالی و همکاران[12]، 2002). که در این خصوص مکانیسم­ها یک منبع مکمل و تکمیلی را با توجه به دارایی­های شرکت ارائه می­ دهند که در این درباره حس اعتماد در ارتباط از نظر اجتماعی بسیار مهم و موثر است. گاهی ممکن است منابع سازمان منجر به مشکلاتی شوند که به علت رقابت با دیگر شرکت­ها به وجود می­آید.

3) این قابلیت­های ارتباطی بیشتر روی تعقیب مدیریتی تاکید می­ کند که مکانیسم­های سازمانی در این امر بسیار دخیل­اند(هیمیریکس[13]، 2004؛ کاپالدو، 2007).

دست­اندرکاران مختلف در این خصوص تاکید زیادی روی عمق تحقیقات و روی عناصر اصلی قابلیت­ها و شرایط لازم برای پیشرفتشان دارند(زاجاک[14]، 1998؛ کالی و همکاران، 2002؛ هیمیریکس، 2004). بر طبق نظریه کالی و همکاران(2002) تحقیقات مختصری روی ساختار و توانایی­های یکپارچه، دیده شده که این که این نشان می­دهد ما هنوز اطلاعات کمی برای پیشرفت قابلیت اتحادی و همسانی داریم. شرکت­های اخیر سعی داشتند که این مشکلات را حل کنند.

اسچرینیر و کورستین[15] در سال 2004 مفهوم قابلیت همکاری را بصورت اتحاد و تکمیل سه بعد اصلی پیشنهاد کردند:

بعد ساختاری که مرتبط با حمایت از سرمایه­های ارتباطی با  معاملات داخل شرکتی است.

بعد شناختی که اهمیت ویژه­ای به انتقال یادگیری و دانش می­دهد.

بعد عاطفی که تاکید زیادی روی پیوندهای اجتماعی و عاطفی در بین افراد دارد.

پژوهشگران دیگری (هیمیریکس، 2004؛ هیمیریکس و دیوستیرس، 2007) یک تحلیل عمیق روی  مکانیسم­های داخل سازمان و برای مدیریت روابط خارجی نشان می­ دهند. هدف اصلی این است که توانایی­ها و قابلیت­های ارتباطی در سطوح گوناگون بررسی شوند. مکانیسم­های که در رابطه با فرایندهای یادگیری هستند به چهار عامل اصلی تقسیم می­شوند:

دستورالعمل­ها: مثل بخش اتحاد و پیوستگی­ها در ارتباط با امور کارها

ابزارها: مثل یک سیستم اطلاعاتی که جریان­های مرتبط به دانش مدیریتی را حمایت می­ کند

مدیریت و فرایندهای کنترل: مثل یک سیستم محرک برای پیشرفت در امور یادگیری

پیشرفت حامیان خارجی: مثل مشاورین که قادر به تهیه و مدارک منابع دانشی و علمی در رابطه با مدیریت شرکا هستند.

 

2-2-1-3) نقش قابلیت­های ارتباطی به عنوان یک ساختار واسطه­گر

طرح و ساختار قابلیت­های ارتباطی، همانطور که شامل منابع انسانی است که امکان ارتباط درون سازمانی، تبادل اطلاعات و همکاری­های متقابل حساب شده را فراهم می­ کند، می ­تواند به اهمیت اساسی در اوضاع و شرایط محیط تجاری پیچیده، ناپایدار و پویا همانطور که برای تغییر ساختارهای تجاری در اقتصادهای موقت دلالت می­ کند. بیان می­شود که چنین پیچیدگی دلیل از بین رفتن امکانات و قابلیت­هاست(اتیواهینی- گیما[16]، 2005). بنابراین قابلیت­های ارتباطی تاکنون به عنوان توصیف اهمیت کارآیی و توانایی­های مهم تعبیر می­شود. ویژگی دیگر نظام­های اقتصادی موقت نقش تعاملات(همکاری متقابل) و شبکه­ها به عنوان جبرانی برای کمبود سازمان­ها و موسسات حامی تجارت است(سالمی[17]، 2004). تیسی، پیسانو و شین[18] در سال 1997 در این زمینه معتقداند که در تغییر سریع فضاها و محیط­ها ارزش بدیهی در توانایی فهمیدن نیاز به پیکربندی دوباره ساختار امتیاز شرکت و دست یافتن به ضرورت تغییر درونی و بیرونی وجود دارد. این قابلیت­های ارتباطی(یعنی پیکربندی دوباره ساختار امتیاز شرکت در مقابل نیروهای خارجی) منجر به فهمیدن نیازهای اجرایی یا نسبی سهامداران خارجی می­شود(کوویلو، برودیو، داناهیر و جانستون[19]، 2002).

[1] – Narula & Hagedoorn

[2] – Inkpen

[3] – Capaldo

[4] – Branderburger & Nalebuff

[5] – Das & Teng

[6] – Park & Ungson

[7] – Mohr & Spekman

[8] – Inkpen

[9] – Ireland, Hitt & Vaidyanath

[10] – Hutt, Stafford, Walker & Reingen

[11] – Kale & Singh

[12] Kale, P., Dyer, J., & Singh, H

[13] – Heimeriks

[14] – Zajac

[15] – Schreiner and Corsten

[16] – Atuahene & Gima

[17] – Salmi

[18] – Teece, Pisano and Shuen

[19] – Coviello, Brodie, Danaher,& Johnston

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*