مسمومیت ناشی از مصارف نادرست سموم شیمیایی

مصرف نادرست سموم شیمیایی شامل بر روش­های ناصحیح استفاده از سموم، تکرر نابجای سم­پاشی، عدم درنظر گرفتن شرایط جوی مناسب برای سم­پاشی و افزایش دوز توصیه شده سم نیز یکی از عوامل بوجود آورنده بیماری­های فیزیولوژیک است که در میزبان های مختلف علائم متفاوتی از قبیل بدشکلی و سوختگی حاشیه برگ­ها، کلروز و نکروز برگ­ها و خشکیدگی ساقه­ها را بوجود می­آورد. قابل توجه است که مصارف نادرست سموم شیمیایی ضمن ایجاد بیماری­های فیزیولوژیک در درختان منجر به تجمع بقایای سموم مصرفی وآلودگی محیط زیست نیز می­شود. لذا موکداً مدیریت تلفیقی تنش­های درختی باتاکید برکاهش میزان مصرف سم و تعدد دفعات سمپاشی توصیه می­شود.

2-11- آلاینده های هوا

ازجمله آلاینده های هوا در اکوسیستم­های شهری می­توان به فلورایدها، ازون، پروکسی استیل نیترات و دی اکسید گوگرد، اتیلن و غیره اشاره نمود. این عوامل آلوده کننده می­توانند عوارض نامطلوبی مانند کلروز، بدشکلی و نکروز گزارشاتی نیز از قهوه­ای شدن پهنک برگ­های جوان در بید مجنون در اثر دی اکسیدگوگرد، بی­رنگ شدن نوک برگ­های کاج در اثر فلورایدها و ایجاد لکه­های زرد متمایل به قهوه­ای روی برگ­های چنار در اثر ازون وجود دارد. آلودگی هوا ناشی از سوختن سوخت­های فسیلی، مانند NO2 و SO2  فعالیت­های بیولوژیکی و رویشی درختان را مختل می­ کنند (مانسزفیلد و فریراسمیت، 1981؛ گج و گوزلینسکی، 1983؛ الفتریو، 1983؛ رائو و دوبی، 1990؛ لاناراس و همکاران، 1994؛ پاندی و اگراول، 1994؛ کاریرز و همکاران، 1996). علاوه بر این، افزایش درجه حرارت و کاهش رطوبت نسبی در اکوسیستم­های شهری که به آن پدیده­ جزیره­­ی گرمای نیز گفته می­شود می ­تواند باعث کاهش آب در برگ­ها می­شود (وایت­لو و همکاران، 1992). ساکسه (1991) یک مطالعه جامع درباره­ی اثرات فیزیولوژیکی اثرات آلودگی بر گونه­های مختلف درختی انجام داد. تقریبا تمام آلاینده­های هوا که در درختان باعث ایجاد خسارت می­شوند بوسیله­ی گازها ایجاد می­شوند ولی ذرات گرد و خاک نیز ممکن است بر درختان اثرگذار باشند آلایندهای هوا از طریق جذب آلایندهای شیمیایی درون روزنه­ها و نشست گرد و غبار بر سطح برگ به درختان آسیب می­زنند. گرد و غبار برای گونه­های همیشه سبز خطرناک تر است زیرا این مواد بر روی برگ­ها جمع می­شوند با این حال توانایی درختان در حذف آلاینده­های هوا یکی از مهم­ترین فواید کاشت درختان در اکوسیستم­های شهری است. پژوهش­های انجام شده نشان داده است افزایش میزان SO2  و O3 درختان را نسبت به صدمات یخ­زدگی حساس­تر می­سازد (بارنز، 1996). صدمات آلودگی هوا به درختان در مناطق صنعتی و شهری با ترافیک بالا کاملا مشخص است. اثر مستقیم آلودگی های مختلف هوا صریحا ثابت شده است با این حال تاکنون میزان اثر آلودگی هوا و تاثیر آن بر دیگر عوامل مخرب در اکوسیستم­های شهری مشخص نشده است.

باید توجه نمود که حساسیت به آلاینده­ها در گونه­های مختلف درختی و حتی ارقام یک گونه متفاوت است. از این رو مطالعه و معرفی درختان مقاوم به آلاینده های هوا، برای کاشت در مجموعه فضای سبز شهری لازم و ضروری است. به عنوان مثال درختان شمشاد، سرو خمره­ای، یاس نسبت به دی اکسید گوگرد مقاوم و کاج نوئل و گل آهار حساس هستند. همچنین از نظر حساسیت به فلوراید، چنار و عرعر مقاوم هستند درحالی که نارون جزء درختان حساس به شمار می­رود.

2-11-1- مهم­ترین گازهای آلاینده

از جمله مهم­ترین گازهای آلاینده می­توان به فلور (از جمله مهم­ترین ترکیباتی است که در خالص سازی مواد معدنی بویژه تولید آلومینیم مورد قرار استفاده قرار می­گیرد)، ترکیبات هیدروکربنی ( که در اثر سوختن ناقص سوخت­ها آزاد می­شوند)، دی­اکسید گوگرد (در نتیجه­ی سوختن سوخت­های که دارای ناخالصی­های گوگرددار تولید می­شوند)، ترکیبات اکسید نیتروژن (این ترکیبات خود به تنهایی سمی نیستند اما واکنش­هایی که در جو انجام می­ دهند آنها را سمی می­ کنند)، باران­های اسیدی (جز آلاینده­های ثانویه بشمار می­آیند شامل ترکیباتی از دی­اکسیدگوگرد و نیتروژن با آب خالص و دیگر انواع اسیدها هستند. باران­های اسیدی رسوب اسید نیز نامیده می­شوند) اشاره کرد. آسیب مستقیمی که درختان از آلودگی هوا متحمل می شوند در مقایسه با تاثیرات غیرمستقیمی که درختان را نسبت به دیگر عوامل مخرب مستعد می سازد ناچیز است. آسیب­های ناشی از آلایندها زمانی ایجاد می­شوند که درختان در یک دوره­ی زمانی کوتاه در معرض این آلایندها قرار می­گیرند در یک دوره­ی زمانی طولانی تر این آسیب­ها باعث ایجاد  بیماری در درختان می­شوند (ایزدپناه، 1389؛ خداشناس، 1389).

2-12- تنش آبی

درختان در اکوسیستم­های شهری تحت تنش­های هستند که ناشی از محدودیت های ناشی از منابع آب بوجود می آیند. این تنش­ها ممکن است ناشی از مصرف مقدار بالای آبی باشد که در واکنش به درجه حرارت بیشتر موجود در شهرها یا کاهش آبی است که به سیستم ریشه­ای می­رسد.

اختلالات رطوبتی در خاک که باعث کاهش رشد می­شود شاید مهم­ترین عامل محیطی است که موجب کاهش آب در دسترس درخت می­شود باعث کاهش رویش سالیانه، ایجاد ظاهر بیمار گونه در درخت یا مرگ آن شود. کمبود موضعی آب در بعضی خاک­ها باعث بوجود آمدن لکه­های در برگ­های درخت می­شود در صورتی که قسمت­های اطراف که دارای آب به حد کافی هستند رشد طبیعی دارند درختانی که دچار کمبود رطوبت خاک هستند معمولا کوتاه، سبز رنگ پریده یا زرد روشن، دارای تعدادی برگ کوچک و آویزان هستند در صورتی که خشکی ادامه پیدا کند درخت پژمرده می­شود و از بین می­رود. درختان بر اثر خشکی­های طولانی مدت، برگ­هایشان سوخته و شاخه­چه هایشان کوتاه می­شود دچار سرخشکیدگی و برگ­ریزی خواهند شد و نهایتا پژمرده می­شوند و از بین می­روند درختانی که در اثر خشکی ضعیف شده ­اند در برابر بیمارگرها نیز حساسیت بیش­تری دارند. همچنین در نتیجه­ی بالا رفتن رطوبت خاک بر اثر غرقابی شدن خاک، زهکشی نامناسب، ریشه ­های افشان درخت به­علت کمبود اکسیژن فاسد می­شوند. فقدان اکسیژن منجر به تنش، خفگی و مرگ بسیاری از سلول­های ریشه می­شود در خاک­های غرقابی شرایط برای فعالیت میکروارگانیسم­های بی­هوازی مساعد است  این میکروارگانیسم­ها مواد نیتریت داری تولید می­ کنند که برای درخت سمی هستند. از سوی دیگر ریشه­هایی که در اثر کمبود اکسیژن آسیب می­بینند با از دست دادن قدرت جذب انتخابی خود اجازه می­ دهند که فلزات و سایر مواد سمی جذب درخت شوند. هم­چنین، هنگامی که قسمتی از ریشه از بین می­رود، آسیب بیش­تری بر اثر انگل­های اختیاری در شرایط محیطی جدید به ایجاد می­شود. بنابراین پژمردگی درختان بعد از غرقاب شدن در نتیجه­ی کمبود آب در قسمت هوایی درختان بر اثر کشته شدن ریشه­ها باشد اگرچه به نظر می­رسد مواد سمی وارد شده به درخت است.

برگ­های پایینی درختانی که در شرایط غرقابی می­گیرند بصورت  ناگهانی می­ریزند در برخی موارد لکه­های سیاه یا قهوه­ای مرطوب روی برگ یا ساقه­ها ظاهر می­شود و قسمت­های پایینی تنه سیاه می­شود. با کاهش آبیاری و دادن نور وتهویه­ی مناسب می توان این مشکلات را کنترل کرد.

2-13- تغییر اقلیم

تغییرات اقلیمی در اکوسیستم­های شهری باعث تغییرات فنولوژی در گونه­های درختی بومی و غیربومی خواهد شد.اقلیم در مناطق سردسیر توقف رویش در نتیجه­ی کنترل شرایط فتوپریودیکی است (هیده، 1974؛ هابجرگ، 1978) این واکنشی انطباق پذیری غیرمستقیم به شرایط اقلیمی رویشگاه اصلی درختان است. پس از توقف رویش، دما بتدریج کاهش می­یابد این موضوع بویژه در زمستان های سرد اهمیت دارد (کوزلوسکی و همکاران، 1991). این شرایط بیشتر در اقلیم­های بری نسبت به اقلیم­های بحری با ثبات­تر اند. درختان در اقلیم­های بری تمایل دارند خیلی زودتر رویش خود را آغاز کنند درنتیجه می­توانند به­طور کامل از فصل رویش استفاده کنند. در اقلیم­های بحری کندتر هستند ابن سیستم آنها را در برابر خطرات سرمای زمستان محفوظ می دارد. بنابراین اگر درختانی که با اقلیم­های بری سازگاری یافته اند به مناطق ساحلی انتقال داده شوند بسیار مستعد خسارت سرمای بهاره هستند از سوی دیگر اگر درختان اقلیم های بحری را از مناطق بحری به مناطق بری انتقال دهیم دچار سرمای پاییزه می­شوند اگر درختان را از جنوب به شمال انتقال دهیم اثرات مشابهی را می­توان مشاهد کرد. بنابراین باید از انتقال درختان از خاستگاه اصلی آنها جایی که انتخاب طبیعی اتفاق افتاده و آنها سازگاری­های لازم را در طول زمان کسب کردند، باید جلوگیری کرد.

میانگین دما در مراکز شهرها 1-3 درجه­ سانتی­گراد گرمتر از مناطق حاشیه­ایی است (هریس و همکاران، 1991)  در نتیجه جوانه ها 5 تا 20 روز زودتر نسبت به مناطق حاشیه باز شوند باز شدن پیش از موعد جوانه­ها درختان را نسبت به سرمای دیرس بهاره آسیب پذیر­تر می­سازد. ارزیابی اثرات تغییرات اقلیم جهانی دشوار است اما واکنش­های فنولوژی در مجموعه درختان اروپا نشان داده است فصل رویش در طول 30 سال به اندازه­ دو هفته افزایش یافته است. رابطه متقابل بین سازگاری اقلیمی و قابلیت ابتلا به بیماری­ها ثابت شده است ژنوتیپ درختان اقلیم های بری پس از آنکه به مناطق ساحلی انتقال داده شدند بیشتر مستعد ابتلا به بیماری هستند. (کوزلوسکی، 1991).

 

[1]-Mansfield & Freer-Smith

[2]- Gej & Go˙zli´nski

[3]- Eleftheriou

[4]-Rao & Dubey

[5] -Lanaras

[6] -Pandey & Agrawal

[7] -Carreras

[8]- Whitlow

[9]- Saxe

[10] – Barnes

[11]- Heide

[12]- Håbjørg

[13]- Harris et al

[14]- Kozlowski

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*